چند سالیه که توی این کارم و از یه جایگاه خاص دارم تغییرات دنیای موبایل رو تماشا میکنم. راستش دارم متوجه یه سری تغییرات اساسی توی سبک زندگی دیجیتالمون میشم؛ گوشیها الان از همیشه متنوعتر و تخصصیتر شدن.
من و اکثر همکارهام معمولاً یه گوشی پرچمدار رو به عنوان گوشی اصلی انتخاب میکنیم. قبلاً این انتخاب فقط بین برندها و مدل رابط کاربریشون بود. یه زمانی بود که تیم ما دقیقاً نصف شده بود؛ یه عده آیفون داشتن و یه عده گلکسی. بعد پیکسلهای گوگل اومدن و طرفدارهای خودشون رو پیدا کردن. یه دورهای هم سامسونگ کلاً جیبهای ما رو تسخیر کرده بود، ولی اون دوران هم دیگه گذشت (فقط کافیه به لیست ۵ گوشی برتر سال گذشته ما نگاه کنید).
توی این سالها، تعداد سردبیرها و منتقدهایی که آیفون یا گلکسی دستشون میگیرن کمتر شده و در عوض، یه موج قوی راه افتاده به سمت پرچمدارهای برندهای چینی مثل شیائومی، ویوو، آنر، اوپو و وانپلاس. همه چیز از وقتی شروع شد که این برندها روی سختافزار دوربین تمرکز کردن؛ اول سنسورهای یک اینچی رو آوردن و بعدش هم توی دوربینهای زوم انقلاب کردن. یادمه اولین بار که دوربین زوم ۸۵ میلیمتری ویوو X100 Ultra رو امتحان کردم، واقعاً شوکه شدم. در مقایسه با اون، گلکسی S24 Ultra من یه گوشی کاملاً معمولی به نظر میرسید. همون موقع سوئیچ کردم روی پرچمدار ویوو و دیگه هم پشت سرم رو نگاه نکردم.
البته من اولین نفر نبودم. خیلی از همکارهام هم داستان مشابهی دارن؛ یکی که قبلاً فنِ سری نوت و اس سامسونگ یا آیفون پرو بود، الان اومده توی «تیم ویوو». اون یکی از سامسونگ مستقیم رفت سراغ وانپلاس و بعدش هم عاشق شیائومی اولترا شد. یکی دیگه هم بود که قسم میخورد فقط گلکسی فولد، تا اینکه سری مجیکِ آنر رو امتحان کرد.
دلیل هر کسی متفاوت بود؛ اکثر ما به خاطر دوربینهای در سطح جهانی رفتیم سراغ مدلهای «اولترا»، ولی بعضیها هم مشخصاً گوشیهای تاشو رو انتخاب کردن. اینجاست که میرسیم به بزرگترین تفاوت بین انتخابهای چند سال پیش و امروز. گوشیهای تاشو الان اونقدر خوب شدن که انتخاب رو برای ما سخت کردن.
گوشیهای تاشوی جدید مثل وانپلاس Open، ویوو X Fold3 Pro، آنر مجیک V3، اوپو Find N5، آنر مجیک V5 و حتی پیکسل ۱۰ پرو فولد و گلکسی زد فولد ۷، همگی فوقالعاده هستن. همهشون باریک شدن، کاملاً تخت بسته میشن، در برابر آب مقاومن و حتی یه سریهاشون در برابر گرد و غبار هم مقاوم شدن که خودش یه انقلابه.
تیر خلاص هم وقتی زده شد که این گوشیهای تاشو بالاخره توی عکاسی و فیلمبرداری هم حرفی برای گفتن پیدا کردن. این شد که منم به فکر افتادم برم سراغ تاشوها. قبلاً با گلکسی زد فولد ۴ کار کرده بودم ولی دوربینش ناامیدم کرد. بعدش اوپو Find N3 رو دست گرفتم و عاشقش شدم؛ اون اولین گوشی تاشویی بود که واقعاً عکسهای خوبی میگرفت. ولی چون نسخه چین بود و گوگلپِی نداشت، با بیمیلی برگشتم سراغ گلکسی S23 Ultra.
در حال حاضر دارم از ویوو X200 Ultra استفاده میکنم چون عکسهای بینظیری میگیره. اما از طرفی من با گوشی زیاد مطالعه میکنم، ویدیو میبینم و توی شبکههای اجتماعی میچرخم. چشمهام هم دیگه مثل قدیم سو نداره و یه صفحه نمایش بزرگتر خیلی حالم رو بهتر میکنه. برای همین همیشه دلم یه تبلت میخواست که تا بشه و توی جیبم جا بشه. حالا دغدغه من این بود: گوشی کلاسیکِ پرچمدار با بهترین دوربین رو انتخاب کنم یا یه گوشی تاشو؟ اولویتم صفحه نمایش بزرگتره یا عکسهای بهتر؟
برای اینکه جواب رو پیدا کنم، چند هفته همزمان از اوپو Find N5 و ویوو X200 Ultra استفاده کردم. نتیجهاش این شد که حتی از قبل هم دودلتر شدم! البته این سوال رو میشه برای گلکسی S25 Ultra در مقابل زد فولد ۷، یا آنر مجیک ۸ پرو در مقابل مجیک V5 هم مطرح کرد.
گوشیهای کلاسیک (تخت) هنوز یه انتخاب قرص و محکم هستن
شما با خرید یه گوشی تخت معمولی ضرر نمیکنید. این طراحی دیگه کاملاً پخته شده. این گوشیها الان باتریهای بالای ۶۰۰۰ میلیآمپر با سرعت شارژ فضایی دارن، صفحه نمایشهای باکیفیت ۶.۸ اینچی اولد دارن و حس فوقالعادهای توی دست میدن؛ اونم با وزنی حدود ۲۲۰ گرم.
اما نکته اینجاست که تاشوهای جدید هم همین کارها رو میکنن. اوپو Find N5 دقیقاً ۲۲۹ گرم وزن داره (مثل ویوو X200 Ultra من) و ابعادش هم وقتی بستهست خیلی شبیه به گوشیهای معمولیه. پس ویوو یا بقیه پرچمدارهای مشابه چه برتری دارن؟ چندتا مورد هست.
اول از همه، نبودِ قطعات متحرک یعنی این گوشیها در برابر آب و مخصوصاً گرد و غبار خیلی مقاومترن. پرچمدارهای جدید گواهی IP69 دارن که یعنی حتی جلوی فشار شدید آب گرم هم دووم میارن. مورد مهمتر دوربینشون هست. توی گوشیهای معمولی فضا برای ماژولهای دوربین بزرگتر بیشتره. مثلاً سنسور دوربین تلهفوتوی ویوو X200 Ultra به تنهایی از سنسور دوربین اصلی گلکسی زد فولد ۷ بزرگتره! گوشیهای تاشو چون دنبال باریک بودن هستن، نمیتونن چنین لنزهای غولپیکری رو توی خودشون جا بدن.
دوربین یا گوشی تاشو؛ نمیشه هر دو رو داشت
این بزرگترین نقطه قوت گوشیهای معمولی فعلیه. حالا تفاوت دوربین ویوو X200 Ultra و اوپو Find N5 چقدره؟ جواب کوتاه: خیلی زیاد. جواب بلند: اما شاید متوجهش نشید.
اگر دوربین اصلی رو مقایسه کنید، هر دو عکسهای باکیفیتی میگیرن. دوربین ویوو از نظر فنی قویتره و توی هر نوری بهتر عمل میکنه، ولی با دیدن عکسها توی گوشی، از هر دو راضی خواهید بود. اما توی دوربین اولتراواید و مخصوصاً تلهفوتو (زوم)، ویوو قشنگ گرد و خاک به پا میکنه و رقیبش رو شکست میده. سنسور ۲۰۰ مگاپیکسلی ویوو از نظر جزئیات، کنتراست و رنگها چند لول بالاتر از دوربین اوپو هست.
بله، پرچمدار دوربینی از نظر عکاسی گوشی تاشو رو قورت میده. اما اکثر مردم وسواس دوربین ندارن و براشون کیفیت دوربین اوپو «بیش از حد کافی» هست. از اون طرف، خیلیا اصلاً از جزیره دوربینِ به اون بزرگیِ ویوو یا شیائومی خوششون نمیاد و براشون غیرقابل تحمله.
دلیل آخر برای انتخاب گوشیهای معمولی، قیمته. با اینکه اونا هم گرون شدن، ولی هنوز خیلی ارزونتر از تاشوها هستن. گلکسی S25 Ultra حدود ۱۰۰۰ یورو قیمت داره، در حالی که زد فولد ۷ حدود ۱۵۰۰ یورو خرج روی دستتون میذاره.
آینده متعلق به گوشیهای تاشو هست، شک نکنید
گوشیهای تاشو تازه دارن به اوج خودشون میرسن. اونا دارن باریکتر میشن، مقاومتر میشن و نقاط ضعفشون رو یکییکی از بین میبرن. باتریهای بزرگ دارن و دوربینهاشون هم هر سال بهتر میشه. میشه گفت طراحی گوشیهای معمولی دیگه به تهِ خط رسیده و جای پیشرفت زیادی نداره.
آیا ممکنه یه روز یه گوشی تاشو داشته باشیم که دوربینش به اندازه یه گوشی «اولترا» خوب باشه؟ من فکر میکنم بله، فقط زمان میبره. گوشی تاشو این مزیت رو داره که وقتی بستهست از گوشیهای معمولی خوشدستتره و وقتی بازش میکنی، یه دنیای دیگه رو به روت باز میکنه.
صفحه نمایش داخلی ۸ اینچیِ اوپو Find N5 برای مطالعه، وبگردی و فیلم دیدن اونقدر خوبه که بعدش دیگه اصلاً دلم نمیخواست به ویوو برگردم. اکثر ایرادهایی که قبلاً به تاشوها میگرفتن دیگه وجود نداره. حتی باتری اوپو Find N5 پا به پای ویوو X200 Ultra میاد. برای همین فکر میکنم تا یکی دو سال دیگه، گوشیهای تاشو کلاً جای گوشیهای تخت رو توی رده پرچمدار میگیرن. وقتی میشه یه گوشی داشت که هم گوشی باشه و هم تبلت، چرا که نه؟
بالاخره تکلیف چی شد؟
من زندگی با گوشی تاشو رو امتحان کردم و واقعاً برام وسوسهانگیز بود. اون صفحه نمایش ۸ اینچی تجربه من از مطالعه و دیدن ویدیو رو کلاً عوض کرد. حتی باز و بسته کردن اون لولا خودش یه لذت خاصی داره که آدم بهش معتاد میشه!
اما در نهایت، اولویتهای خودم رو ردیف کردم و فعلاً برگشتم سراغ ویوو X200 Ultra. چون از نظر من، این گوشی بهترین عکسها و ویدیوها رو میگیره. البته تصمیم سختی بود و حالا شبها برای فیلم دیدن از یه گلکسی زد فولد ۴ قدیمی استفاده میکنم.
من الان مطمئنم که دوران استفادهام از گوشیهای معمولی داره به پایان میرسه. من منتظر اون نسل از «سوپر تاشوها» هستم که دوربینشون اونقدر به ویوو X200 Ultra نزدیک بشه که دیگه اون تفاوت جزئی برام اهمیتی نداشته باشه.